ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
416
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
طايفه چنين مىگويند ، يا اهل فلان شهر چنيناند « . و مثل اينكه گفته شود : » بعضى از مردم چنين مىگويند يا چنين مىكنند ، يا كسى كه امروز با او ملاقات داشتيم چنين بود « ، در صورتى كه آن بعض يا آن شخص بر شنونده معلوم نباشد ، ولى اگر به واسطهء قرينه اى به شخص معيّنى دلالت كند غيبت حرام است ، و همين طور اگر گفته شود : » يكى از مدّعيان علم « ، اگر قرينه اى با آن باشد كه شخص خاصّى از آن فهميده شود غيبت است وگر نه ، نه . و همچنين اگر مصنّفى در كتاب خود از فاضل معيّنى نام ببرد و گفتار او را بدون اينكه عذر ضرورى او را ذكر كند زشت و عيبناك گرداند غيبت است ، و امّا اگر مطلب را بدون تعيين آن شخص ذكر كند ، مثل اينكه بگويد : » يكى از فضلا خطا و لغزشى كرده « ، غيبت نيست . سرّ اينكه در غيبت شرط است كه تعريض ( كنايه و گوشه زدن ) به شخص معيّنى باشد ، و اعتراض و تعرّض نسبت به مبهم و غير محصور غيبت نيست اين است كه با ابهام و منحصر نبودن [ اشخاص مورد غيبت ] ، كسى را ناخوش نمىآيد ، چنان كه اين حال معلوم است . و بعضى از اخبار به اين معنى دلالت دارد ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله وقتى از كسى چيز ناخوشايندى سر مىزد مىفرمود : « چرا مردمى چنين و چنان مىكنند » بدون اينكه كنندهء آن را تعيين كند . دنباله كفارهء غيبت كفّارهء غيبت - بعد از توبه و پشيمانى براى آنكه ذمّه اش از حق خداوند بيرون رود - اين است كه از عهدهء حقّ شخصى كه غيبت او را كرده برآيد . و راهش اين است كه اگر از دنيا رفته و يا در دسترس او نيست ، براى او بسيار استغفار و دعا كند ، تا اين دعا و طلب آمرزش در قيامت از حسنات وى به شمار رود و جبران سيّئهء غيبت را بنمايد . و اگر زنده و در دسترس او باشد و از غيبت با خبر نشده ، و در شنيدش احتمال دشمنى و فتنه رود ، برايش بسيار دعا و طلب آمرزش نمايد و وى را با خبر نكند ، و اگر خبر آن به او رسيده و يا نشنيده ولى در اظهار آن احتمال فتنه و عداوت نمىرود ، از او حلَّيّت بطلبد و عذرخواهى كند و اظهار تأسّف نمايد و در ستايش و دوستى